مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟
زندگی یعنی : آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن، كار كردن كار كردن، آرمیدن...

یاران همه رفتند
( در سوگ عارف قزوینى )

دعوى چه كنى داعیه داران همه رفتند
شو بارِ سفر بند كه یاران همه رفتند

آن گردِ شتابنده كه در دامنِ صحراست
گوید چه نشینى كه سواران همه رفتند

داغ است دلِ لاله و نیلى است بَرِ سرو
كز باغِ جهان، لاله عذاران همه رفتند

گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست
كز كاخِ هُنر، نادره كاران همه رفتند

افسوس كه افسانه سرایان همه خُفتند
اندوه كه اندوه گُساران همه رفتند

فریاد كه گنجینه طرازانِ معانى
گنجینه نهادند به ماران همه رفتند

یك مُرغِ گرفتار درین گُلشن ویران
تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند

خون بار بهار از مژه در فرقت احباب
كز پیشِ تو چون ابرِ بهاران همه رفتند






نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 شهریور 1388 توسط شجاعی نیا


درباره وبلاگ
جستجو
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوندهاي روزانه
آمار سايت

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات