تبلیغات
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟ - مطالب اسفند 1388
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟
زندگی یعنی : آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن، كار كردن كار كردن، آرمیدن...

سالی
 نوروز
بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،
بی‌جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب
بی گردش ِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه.

 سالی
 نوروز
بی‌گندم ِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغام ِ خموش ِ ماهی از تُنگ ِ بلور
بی‌رقص ِ عفیف ِ شعله در مردنگی.

سالی
 نوروز
 همراه ِ به‌درکوبی‌ مردانی
سنگینی‌ بار ِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به یاد آرد باز
نام ِ ممنوع‌اش را
و تاقچه‌ی گناه
 دیگر بار
با احساس ِ کتاب‌های ممنوع
تقدیس شود.

در معبر ِ قتل ِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.
دروازه‌های بسته
 
 به‌ناگاه
 فراز خواهد شد
دستان ِ اشتیاق
 از دریچه‌ها دراز خواهد شد
لبان ِ فراموشی
 به خنده باز خواهد شد

و بهار
 در معبری از غریو
تا شهر ِ خسته
 پیش‌باز خواهد شد.

سالی
 آری
بی‌گاهان
نوروز
 چنین
 آغاز خواهد شد.






نوشته شده در تاريخ شنبه 29 اسفند 1388 توسط شجاعی نیا



این ترانه بوی نان نمی‌دهد
بوی حرف دیگران نمی‌دهد

سفرهء دلم دوباره باز شد
سفره‌ای كه بوی نان نمی‌دهد

نامه‌ای كه ساده و صمیمی است
بوی شعر و داستان نمی‌دهد:

…با سلام و آرزوی طول عمر
كه زمانه این زمان نمی‌دهد

كاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی‌دهد

یك وجب زمین برای باغچه
یك دریچه، آسمان نمی‌دهد

وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد، زمان نمی‌دهد!

فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی‌دهد

هیچ كس برایت از صمیم دل
دست دوستی تكان نمی‌دهد

هیچ كس به غیر ناسزا تو را
هدیه‌ای به رایگان نمی‌دهد

كس ز فرط های‌و‌هوی گرگ و میش
دل به هی‌هی شبان نمی‌دهد

جز دلت كه قطره‌ای است بیكران
كس نشان ز بیكران نمی‌دهد

عشق نام بی‌نشانه است و كس
نام دیگری بدان نمی‌دهد

جز تو هیچ میزبان مهربان
نان و گل به میهمان نمی‌دهد

ناامیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این ، نه آن…نمی‌دهد

پاره‌های این دل شكسته را
گریه هم دوباره جان نمی‌دهد 

خواستم كه با تو درد دل كنم
گریه‌ام ولی امان نمی‌دهد…






نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 27 اسفند 1388 توسط شجاعی نیا


درباره وبلاگ
جستجو
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوندهاي روزانه
آمار سايت