تبلیغات
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟ - نوروز می رسد از فریدون مشیری
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟
زندگی یعنی : آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن، كار كردن كار كردن، آرمیدن...

نوروز می رسد

فریاد زد چكاوك:
"نوروز می رسد"
تاكِ برهنه گفت:
- "گرجان به مژده ی تو فشانم روا بود
اما هنوز سرمای بهمنی نشكسته است
وین برف دیر پای انگار تا ابد
بر فرقِ كاج پیرِ خانه نشسته است
آن كاروان شادی و گل
از كدام راه در این هوای سردِ توان سوز می رسد."

بید كهن به رقص درآمد كه غم مدار
تا من به یاد دارم
نوروز دل فروز
نوروز جاودانی
نوروز مردمی
در وقت خود شكفته و پیروز می رسد.

هر جای این جهان
كه ز ایران نشانه ای ست
در پیشواز نوروز
از شور و شادمانی
از پرچم و چراغ
از سبزه و بنفشه
گل آذین و تابناك
جان پاك، خانه پاك، دل پاك، عشق پاك
چشمی به راه باشد
مشتاق و بی قرار
كاین پنج روز زندگی آموز می رسد.
دیروز را به خاطره بسپار و
بازگرد
و آن را عزیزدار
كه امروز می‌رسد.




طبقه بندی: شعر، 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 اسفند 1386 توسط شجاعی نیا


درباره وبلاگ
جستجو
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوندهاي روزانه
آمار سايت