تبلیغات
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟ - جبران خلیل جبران
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟
زندگی یعنی : آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن، كار كردن كار كردن، آرمیدن...

سكوت من سرود من است

 

هر دو ساكت بودیم .

هر یك منتظر تا دیگری سخن بگوید .

 

اما در میان دو روح

تنها وسیله فهمیدن ‘ كلام نیست .

هجاهایی كه از لبها و كلام می آیند نیستند كه دلها را به هم نزدیك میكند

چیزی بزرگتر و خالص تر از آنچه زبان اظهار میكند نیز وجود دارد ؛

» امواجیست كه از دل ساطع میشود. «   .

 

سكوت ‘ روح های ما را روشن میكند

در گوش دل هایمان نجوا میكند

آنها را به هم مأنوس میسازد .

 

سكوت از خود جدامان میكند

ما را در سپهر جان گردش می دهد

و به ملكوت نزدیك تر میسازد .

 

سكوت این احساس را در ما بر می انگیزد كه ؛

كالبد ما چیزی جز زندان روح ما نیست

و دنیا صرفاً تبعیدگاه جان است.  




طبقه بندی: شعر، 


نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مرداد 1386 توسط شجاعی نیا


درباره وبلاگ
جستجو
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوندهاي روزانه
آمار سايت