تبلیغات
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟ - خدا كند... (نجمه زارع)
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟
زندگی یعنی : آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن، كار كردن كار كردن، آرمیدن...

خبر به دورترین نقطة جهان برسد

نخواست او به من خسته ـ بی‌گمان ـ برسد

 

شكنجه بیشتر از این‌؟ كه پیش چشم خودت‌

كسی كه سهم تو باشد، به دیگران برسد

 

چه می‌كنی‌، اگر او را كه خواستی یك‌عمر

به راحتی كسی از راه ناگهان برسد

...

رها كنی‌، برود، از دلت جدا باشد

به آن‌كه دوست‌تَرَش داشته‌، به آن برسد

 

رها كنی‌، بروند و دوتا پرنده شوند

خبر به دورترین نقطة جهان برسد

 

گلایه‌ای نكنی‌، بغض خویش را بخوری‌

كه هق‌هق تو مبادا به گوششان برسد

 

خدا كند كه‌... نه‌! نفرین نمی‌كنم‌، نكند

به او، كه عاشق او بوده‌ام‌، زیان برسد

 

خدا كند فقط این عشق از سرم برود

خدا كند كه فقط زود آن زمان برسد






نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 اسفند 1389 توسط شجاعی نیا


درباره وبلاگ
جستجو
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوندهاي روزانه
آمار سايت