تبلیغات
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟ - حضرت پائیز (علی رضا بدیع)
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟
زندگی یعنی : آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن، كار كردن كار كردن، آرمیدن...

پاییز می رسد كه مرا مبتلا كند

با رنگ های تازه مرا آشنا كند


پاییز می رسد كه همانند سال پیش

خود را دوباره در دل قالیچه جا كند


او می رسد كه از پس نه ماه انتظار

راز درخت باغچه را بر ملا كند


او قول داده است كه امسال از سفر

اندوه های تازه بیارد – خدا كند –


او می رسد كه باز هم عاشق كند مرا

او قول داده است به قولش وفا كند


پاییز عاشق است و راهی نمانده است

جز این كه روز و شب بنشیند دعا كند


شاید اثر كند و خداوند فصل ها

یك فصل را به خاطر او جا به جا كند 


خش خش ... صدای پای خزان است یك نفر

در را به روی حضرت پاییز وا كند






نوشته شده در تاريخ جمعه 16 مهر 1389 توسط شجاعی نیا


درباره وبلاگ
جستجو
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوندهاي روزانه
آمار سايت