تبلیغات
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟ - تکفیر از یغما گلرویی
مهربانی کی سر آمد ... مهربانان را چه شد؟
زندگی یعنی : آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن، كار كردن كار كردن، آرمیدن...

تکفیر می کنی گلو به جرم انتشار عطر !
خط می‌زنی فواره رو قطره به قطره سطر سطر
منو به دار می‌کشی به اتهام یک نفس
پرنده‌ ‌رو پر می‌بری در این شب قفس قفس
دیوار می‌کشی هنوز بین چراغ و چشم من
زنجره‌ها رو می‌کشی از ترس همصدا شدن
با سردخونه‌های پر با خشم ما چه می‌کنی؟
با بغض زندونی شده تو این صدا چه می کنی؟

شکنجه می دی گندومو با سایه داس غضب
حراج می کنی تن مزرعه رو، وجب وجب
لاله به حبس می بری، شبپره پرپر می کنی
خورشیدو می‌دزدی‌ و شب رو مکرر می‌کنی
رگبار می‌بندی به ماه، فانوس گردن می زنی
ستاره پایین می‌کشی آیینه ها رو می‌شکنی
با سردخونه‌های پر با خشم ما چه می کنی؟
با بغض زندونی شده تو این صدا چه می کنی؟




طبقه بندی: شعر، 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 30 تیر 1387 توسط شجاعی نیا


درباره وبلاگ
جستجو
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوندهاي روزانه
آمار سايت